سیلاب اشک
داغ دلی که بر دل ما رفت ناگهان
زخمی کشیده بر کالبد روح خسته مان
آن آتشی که سرد شود در طی زمان
نیست داغ حسرت بر جای مانده مان
این داغ سرد نگردد به این سادگی
این خون پاک نگردد به این سادگی
با جوی جاری شده از چشمه های من
این شعله خاک نگردد به این سادگی
سیلاب اشکهای جاری شده از دیدگانمان
ویران کند خانه ی جورتان به سادگی
به مناسبت چله غم جمعی مان
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۴ ساعت 0:8 توسط امین
|
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم