پایان مرداد
نمیدونم اسم اینو میشه یه پایان گذاشت یا نه
اما هر چی هست احساس میکنم یه قاعده ی نا نوشته یا یه رسم شوم یا هر چیز دیگه به پایان خودش رسیده و اینو به فال نیک میگیرم
سالهای قبل چالشهای بزرگی رو پشت سر گذاشتم و بزرگترین و شکننده ترین اون همون اولین چرخه از این سیکل معیوب بود که چرخ زندگی منو از مسیری که داشت منحرف کرد و به جاده خاکی کشوند به طوریکه تا امروز هم نتونستم با وجود همه ی تلاش ها و دست و پا زدنها خودمو از اون بیرون بکشم .
۹ سالی که به رغم همه ی اتفاقات خوبی که بعضا" هم توو زندگی پیش اومده خواسته یا نا خواسته باعث شد بیشترین فرصتها و بهترین روزای زندگیمو از دست بدم
اما امسال با اینکه از اول این ماه منتظر چالشهای جدی تری توو زندگیم بودم اما توو این سالها به جرأت میتونم بگم کم تنش ترین و کم استرس ترین مرداد زندگیمو تا جایی که به خاطر دارم سپری کردم و امیدوارم این اتفاقه کم و بیش میمون و مبارک خط قرمزی به قاعده و اسلوب سالهای قبل باشه
با همه ی این تفاسیر بر خلاف مرداد همیشه شهریور ماه من بود و همیشه باعث دلگرمی و خوشحالیم میشد
اومدنشو به خودم و همه تبریک میگم و امیدوارم خوش قدم باشه
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم