به حرمت دوستی
من
از ميان واژه هاي زلال
دوستي رابرگزيده ام
آنجا كه
برف هاي تنهايي
آب مي شوند
در صداي تابستاني يك دوست
از مدتها قبل ، یعنی درست از زمانی که به اینجا رحلت کردم می خواستم
چون بیشتر آنها برآمده از مکنونات قلبی افرادیست که به راستی برای خودشان
و افکار و عقایدشان فارق از اینکه موافق باشم یا نه ، ارزش بسیاری قائلم و در
پی این بودم که به گونه ای ارادت خود را به آنان بیان دارم .
دوستان عزیزی چون ، آرام که بعضی اوقات نوشته هاشو نمیفهمم ولی وقتی
چند بار میخونم و ذره ای از منظورش دستگیرم میشه متوجه میشم چقدر
نوشته هاشو دوست دارم و بیخود نیست که اسم باغ عدن رو براش گذاشته
چون فقط کافیه یه بارنوشته هاشو بخونی دیگه نمیتونی از اونجا بیای بیرون ،
آلفونسو که طبق اخبار واصله دیگه نمیخواد دلی رو بدزده و سعی داره با
نوشداروی جدیدی که فرمولش از ابداعات خودشه و خیلیها مثل گنج به دنبال
اون میگردن دلها رو مداوا کنه ، بهبد که تعریف زیبایی از خلقت ما ارائه داد .
اوایل از خودم میپرسیدم چرا اسم فالش رو انتخاب کرد تا وقتی که جمله ای
رو دیدم که سعی داشت خودشو به خدا معرفی کنه و به ظرافت انتخاب این
اسم پی بردم ، پسر 26 که مدتیه نوشته هاشو میخونم و براش آرزوی توفیق
میکنم ، پوریا که هنوز به ما نگفت چه بود سزای عاشقی؟؟! ، حامد که مدتیه
آپ نکرده و فکر میکنم مشغول سینوس و کسینوس و تانژانت و کتانزانت گرفتن
باشه ، رسول که امیدوارم بتونه هم آوا با دوستان مرز تازه ای برای تفکرات
دیگران رقم بزنه ، کاوه که همیشه به خلوتگاهی که متعلق اونه سر میزنم به
امید اینکه ناراحت نشه ، کوتاه عزیز که افق نوشته هاش خیلی بلنده و خیلی
وقتها دست نیافتنی برای امثال من که کوته بین هستیم و کوته اندیش ، مازیار
دوست داشتنی به کوچه یار اسباب کشی کرده تا برای همیشه راز کهنه
رو مکتوم نگهداره تا دست نا محرم بهش نرسه ، دوست عزیزم محسن ایمان
که با سوالهای بیجوابی که میپرسه میخواد قصه ناتموم رو به مقصد برسونه
و توو این مسیر براش آرزوی توفیق میکنم ، و وفا ی با وفا که از وقتی پا به
سرزمین آفرینش گذاشتم منو مجذوب نوشته های خودش کرده ولی مدتیه یه
کم بی وفا شده . نمیدونم شایدم باهام قهره ، هرمزد عزیز که عهد کرده دیگه
هذیان نگه ولی نمیدونه نمیشه و بازم داره تظاهر میکنه به هذیان نگفتن و
نمیدونه که همه ما دلتنگیم برای ننوشتنش و حتی وبلاگش هم همینطور ،
یک ایرانی که با گاهنوشت های خودش سعی در روشنگری داره هر چند یه
کمی بیشتر از گاهنوشته و زود به زود آپ میکنه ( امیدوارم چشم نخوره )
و همیشه مثل من ساز مخالف میزنه .
و دوستان بسیاری که از ابتدا تا کنون با من همراه بودند و هیچ وقت منو
تنها نگذاشتند و اگه بخوام اسم همه این عزیزان را ببرم شاید از یک صفحه
بیشتر بشه .
مخلص کلام اینکه سپاسگزارم به سبب همراهی سبز شما عزیزان و اینکه
در خودم لیاقتی نمیبینم که این همه به حقیر لطف داشتید و دارید .
دست همه شما را به گرمی میفشارم و روی ماهتان را میبوسم و برای
همه شما بهترینها را از درگاه الوهیت خواهانم .
در پناه حق
دوستدار شما
امین
![]()
![]()
![]()
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم