نمیدونم چه اسمی بذارم
قدر آيينه بدانيم چو هست
نه درآن وقت كه اقبال شكست
دنيا چه رسم زشتي داره
درست زماني كه از بدست آوردن چيزي يا كسي
خوشحالي بايد با يه چيزه ديگه و يا يه كسه ديگه
كه اونو هم دوست داري خداحافظي كني .
زماني كه خوشحالي ، بايد حتماً يه اتفاقي باعث
ناراحتيت بشه
هميشه وقتي كه يه انسان يه گوشه اي به دنيـا
مياد و عده اي از اين تولد خوشحالن بايد يه گوشه
ديگه يه عده ازاينكه عزيزي ازبينشون رفته غمگين
باشن .
هميشه وقتي يه گوشه اي دو نفر به هم ميرسن
و نغمه هاي عاشقانه درگوش هم ميخونن گوشه-
ي ديگه دو نفر دارن از هم جدا ميشن .
فكر نميكنم كسي وجود داشته باشه ، تا به حال
اين مسائلو از نزديك درك نكرده باشه .
اينهايي كه گفتمو مجدداً تو اين روزها بيشتر از
هميشه حس كردم .
دقيقا زماني كه از برگشتن يه دوست خوشحال
بودم يه دوست ديگه خداحافظي كرد .
زماني كه از به هم رسيدنهاي عده اي خوشحال
بودم ، بايد خبر جدايي عده اي رو بشنوم .
ديگه برام عادت شده
مدتيه هر وقت يه چيزي خوشحالم ميكنه منتظره
يه اتفاقم كه اون خوشي رو كوفتم كنه .
بعضياميگن حتماً حكمتي داره ولي من كه هنوز
نفهميدم .
بي خيال
وقتي ميگن حكمتي داره حتماً داره ديگه
همينجامجدداًبه دوست خوبم مازيار ميگم خوش
اومدي و اميدوارم اين چند وقت استراحت بهت
كمك كرده باشه كه با نيرويي مضـاعـف دوبــاره
شروع كني هر چند ، مي دونم استراحتي دركار
نبود ولي بازم مطمئنم كه مطالب زيبايي رو مثل
گذشته توو وبلاگت مي خونيم .
براي داداش ![]()
عزيزم هم فقـط ميتونم آرزوي
سلامتي و توفيق بكنم و بگم چه بنويسي و چه
ننويسي برام عزيزي .
به هرمزد عزيز هم تبريك ميگم و اميدوارم روزهاي
خوب و خوشي رو پيش رو داشته باشه و تو همه
مراحل زندگي موفق باشه . تبريك تبريك تبريك .
تا همينجا ديگه بسه
![]()
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم