تنهائی جای پایش را عمیق تر

 

و ماندن در این غربت

 

لحظه های غرق در مرداب را

 

شدت بخشیده

 

مانند شاخه ای خشک وشکننده

 

چون عمر یک حباب

 

لحظه های شیرین، کوتاه

 

کوره راه خوشبختی، تاریک و متروک

 

زمان در تسخیر پائیز

 

و من

 

همچنان در انتظار بهار ...

 

 

 ------------------------------- 

 

 

هنوز روی حرفم هستم

 

چون واقعاً این روزا هیچ حرفی برای گفتن ندارم

 

بـه توصیه دوستای عزیزم و بـه خاطر قـولی که بـه

 

آبجـی مـونا دادم خداحافظی رو از این پست حذف

 

میکنم و از همه ی دوستای عزیزم بابت لطفی که

 

 به من داشتن و دارن تشکر میکنم .

 

اصلاً معلوم نیست که کی دوباره مطلب جدیدی

 

توو این وبلاگ نوشته بشه ولی همیشه سعی

 

میکنم تا جاییکه بتونم به همه سر بزنم و مطالب

 

زیباتونو بخونم .

 

تا اون روز همه شما رو به یزدان پاک میسپارم  و

 

برای همه ی شما بهترینها و زیبا ترینها رو ازش

 

میخوام .

 

به امید اون روز

 

دوستدارتون

 

امین