مناجات آخر سال 86 خورشیدی
خدایا!
دوستت دارم
زیرا که جز تو کسی را ندارم و نمیشناسم که لایق پرستش من باشد
تویی توانا و آگاه
در آغاز تو بوده ای ، پیش از آنکه هستی باشد
و خواهی بود پس از آنکه همه از میان بروند
خدای من!
دوستت دارم که تو زندگی را
و آسمانها و زمین را روشنی بخشیده ای
تو که به زمین و آسمان
و هر چه درون آنهاست
روح دمیده و زندگی ارزانی داده ای
پروردگارمن!
تو را و تنها و تنها تو را میستایم
که همه چیز را تو آفریده ای
زندگی .... ع ش ق .... مرگ را
ابر و باران و رنگین کمان را
آب و باد و خاک و آتش را
کوه و کویر بی کران را
گریه و خنده را
درخت و گل و دانه را
شعر و قصه و افسانه را
محبت و دوستی را
همه و همه را تو هستی بخشیدی
با این حال کیست که ارزش داده های تو را داشته باشد
آنچنانکه شایسته ی چون تویی است
الها!
با ذره ذره وجودم به ربوبیت تو گواهی میدهم و عاشقانه می ستایمت
که از همه چیز ما آگاهی و به رویمان نمی آوری
بر هر کاری توانایی و صبر میکنی
میتوانی کیفر دهی و رسوا کنی ، ولی می پوشانی و می بخشی
محبوب من!
قدرتی به من ده تا دل از همه تعلقات دنیوی برکنم
و فقط و فقط به تو دل بندم
دل بستن به جز تو یعنی درد و رنج و خاری
ولی دل بستن به تو یعنی عزت و فراغ بالی
پس فهمی ده که تورا آنطورکه باید بشناسم ،نه آنطور که تا کنون شناختم
و بینشی ده که دوست را از دشمن تمیزدهم و دنباله رو هر رجاله ای نباشم
معبودا!
به کردار ما منگر و لطفت را از ما دریغ مکن
و ذره ای از انوار الهیت را به ما ببخش
به راستی که بی تو هیچم
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم