حال دوران
کرونا ویروس تصورات و ذهنیات بشر رو به هم زد
ارزو های بلند را با هول و هراس به سخره گرفت
فاصله ها را زیاد و جمع را متفرق ...و مردم را به لاک تنهایی فرو برد
شرایطی را محیا کرد که نمونه ی آن را در داستانهای آخرالزمانی یا داستانهای ادیان در مورد آخرت میشد دید.
کرونا هر چه بود و هست
نتیجه ی تکامل و جهش طبیعی یک ویروس
یا بازی پلید انسانی
تقاص قهرآمیز زمین از ساکنین بی رحم
یا عذاب و ضرب شصت خداوند
ترور بیولوژیک و یا....
هر چه که هست و هر چه که خواهد بود حتی فراتر از عقل ما
بنای تحولات جدیدی را در انسانها گذاشت یا حداقل پتانسیل ایجاد تحولاتی را بوجود آورد.
تحولاتی که در نتیجه ی باور به هیچی و بی ارزشیه دنیاست.
برنامه ریزی بلند برای عمری که امیدی به دیدن شنبه نیست
روز مبادایی که شاید هیچ وقت نیاید
حسرتهایی که هیچ انتهایی بر آن متصور نیست
کارهای ناتمامی که شاید ناتمام باقی بماند و فرصتی باقی نماند برای پایان
فرصت دوس داشتن ... عشق را هدیه کردن ... لذت بردن از لحظه هایی که شاید آخرین باشد و تکرار نا ممکن ... اتمام کارهای ناتمام ... دیدن زیبایی ... زدودن زشتی .
امروز یا فردا ... امسال یا سال آینده ... کرونا بود یا نبود اما میشود جوری دیگر زندگی را نوشت و نواخت و رقصید که در انتها حسرتها کم و آرمانها نزدیک باشد.
به امید پایانی آرمانی و بدون ارمان .
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم