جوابیه
هفته ی قبل که تصمیم گرفتم اون سوال رو توو وبلاگم مطرح کنم اصلا" فکر نمیکردم تبدیل به یه همچین بحثی بشه و جا داره از همه ی دوستان تشکر کنم که وقت گذاشتن ، خوندن ، فکر کردن و نهایتا" جواب خودشونو به این سوال نوشتن .
شاید به نوعی اکثر نظرات ، جواب من هم بود و شاید اگه این سوال جای دیگه مطرح میشد من هم مث خیلیها همون جوابها رو مینوشتم .
به هر حال مجددا" از همگی تشکر میکنم و امیدوارم همونطور که تراژدی های زندگی رو میشناسیم راه روبرو شدن با اتفاقات تراژیک زندگی رو هم شناخته باشیم .
قول داده بودم بعد از یک هفته جواب خودمو به سوال بنویسم... البته این جواب من نیس و اگه میدونستم کی اینو گفته حتما" اینجا مینوشتم ولی مهم اینه به شدت باهاش موافقم حالا هر کی میخواد باشه
به نظر من بزرگترین تراژدی زندگی این است که خیلی زود پیر میشویم و خیلی خیلی دیر عاقل .
نمیدونم چقدر با من موافقید و یا اصلا با من موافق هستید یا نه ؟!
پ .ن ۱ :چند روز قبل دوست عزیزی من باب نصیحت دوستانه مطلبی رو به من گفتن که بد ندیدم اینجا بنویسم تا برای همیشه این نصیحت ایشون آویزه ی گوشم بمونه ... البته فقط امیدوارم چون خیلی وقتا خیلی چیزا رو خودم گفتم یا نوشتم اما بعد از مدتی که برگشتم و خوندم به خودم گفتم اگه اینا رو من نوشتم پس چرا ... !!! .
"خدا اول يه فرشته آفريد بعد کردش شيطان ... گاهي اول محدوديت رو ميده تا آدم قدر داشته هاش رو بدونه "
پ .ن ۲ : ۱۰۸ . ۹۰ . ۸ . ۴۰۶ . ۱۰۵ . ۱۲
۲۵ . ۴۷۶ . ۲۵۴ . ۳۰۵
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم