" آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

 من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست"

 

دقیقا یک سال قبل از این ، اینجا در مورد دوستی نوشتم که مدتها ازش بی خبر بودم و خودم هم فکر نمی کردم روزی رد و نشونی ازش پیدا کنم

نمیدونم چی اسمشو بذارم !

هر چی که بود باعث شد یه بار دیگه حس کنم کنارمه و امروز که پیغامش بهم رسید نفهمیدم چطور رفتم و گوشی رو برداشتم تا باهاش تماس بگیرم .

با اینکه مدت زمانی که کنار هم بودیم و با هم در تماس بودیم چندان زیاد نبود اما توو همین مدت کم بزرگترین تاثیر رو روی من گذاشت و همیشه مث یه برادر البته بزرگتر دوسش داشتم و دارم

کاش میشد آدرس اینجا رو بدم تا بخونه اما فعلا ممکن نیست

شاید یه روزی ، یه جایی ، گفتم بیاد و ببینه که شعرش رو دزدیم و حتی براش اسم هم انتخاب کردم ولی میدونم اگر هم ببینه از اون آدمایی نیس که ناراحت بشه و از اونجایی که خودش به من داده بود به خودم این جرأت رو دادم تا توو وبلاگم بنویسم ، البته با اسم خودش .

امیدوارم هر جا که هست خوب و خوش و سالم و خوشبخت  کنار اونایی که دوسشون داره بهترین روز و شبها رو سپری کنه و آرزو میکنم همون مهبد دوس داشتنی و سر زنده ای باشه که میشناختم