نبرد ِ خیر
ماه ها از اون روزی که تصمیم گرفتم برای همیشه اینجا رو به حال ِ خودش یله کنم ، گذشت
چون حرفایی که از وجودم ممکن بود بیرون بیاد زیاد با حال و هوای اینجا و مخاطبان اون سازگار نبود
چون همه ی ما میدونیم از کوزه همان برون تراود که در اوست
این شد که رفتم تا دنیای کسی رو خراب نکنم
اما امشب
بعد از این همه مدت
اومدم که بگم سلام
اومدم بگم هنوز هم هستم
اومدم بگم زنده ام و شکر خدا نفس میکشم
اومدم بگم خوبم
خوب ِ خوب ِ خوب
چون دیگه کوزه افتاد و شکست و چیزهایی که تووش بود همه ریخت و یه کوزه ی جدید جایگزین اون شده و تووشم پر کردم از افکار و ایده ها و تصمیمات ِ خوب
این چند ماه روزای خوبی نبود که گذشت
توو این مسیری که ناگزیر از رفتن ِ اون بودم موانع زیادی جلوی پام سبز شد
سنگ های ریز و درشت زیادی باعث شد تعادلمو از دست بدم
اتفاقاتی که شاید هیچ وقت فکر اون هم به ذهنم خطور نکرده بود
اما افتاد و چه خوب که افتاد
سنگهای کوچکی که باعث شدن اون کوزه ی قدیمی شکننده تر شه و توو یه فرصت مناسب بیافته اون اتفاقی که باید .
... .
مثل یک سفر بود
سفر به درون
سفری که هر لحظه ی اون پر از التهاب و دلهره و ترس بود
سفری متفاوت با تموم سفرهایی که تا امروز تجربه کرده بودم و انصافا تجربه ی بس بزرگی هم بود
الان که به اون مسیر و راهی که طی کردم تا به اینجا برسم نگاه میکنم میبینم قطعا برام لازم بود
سفری که چندین ماه طول کشید و مثل ِ یک زائر با پای پیاده اونو طی کردم و اتفاقات اون باعث شد به اینجایی که هستم و احساسی که دارم برسم
احساسی که تنها بعد از طی دوره های طولانی مدی تیشن و یه دوره ی کوتاه ریلکسیشن منو از یه موجود مسخ شده تبدیل به اینی کرد که الان هستم
ادعا ندارم که به معنای واقعی کلمه انسان شدم
اما این دوره مثل سفر ِ کریستف کلمب باعث کشف ِ ناشناخته هایی در وجودم شد که تا حدودی از اونها غافل بودم ، و باعث شد خودمو باز بشناسم .
اومدم به همه بگم سلام
اون امینی که میشناختین سوخت و از خاکستر هاش امین ِ جدیدی به وجود اومد و میخواد همه ی اشتباهات گذشته رو جبران کنه
توو این مدت از خیلیا چیزای زیادی یاد گرفتم
وجود ِ انسان مث کهکشانهاست
مملو از ناشناخته ها
انسان موجودیست نا متناهی و با ابعاد وسیعی از انواع توانایی ها
همیشه راهه درست اونی نیس که انتخاب کردیم و میریم
همیشه غلط ترین جواب ِ ممکن به یه سوال ، درست ترین پاسخ رو به ما نشون میده
به شرطی که بخوایم
زندگی توو این بهار دریچه های جدیدی به روی من باز کرده و امیدوارم این سال و همه ی سالها برای همگی سالی سرشار از خوبیها باشه
اومدم که بمونم
تا جایی که میتونم
پس سلام به همه
سلام به دنیا
سلام به زندگی
و سلام به همه ی خوبیها
![]()
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم