دوست آن باشد که گیرد دست دوست
پیرو اوامر شیخنا ابوسعید وفا بر اینکه برشماریم تعدادی چند از آنانی که دوست میداریم ما
نیز امتثال امر میکنیم تا هم ارادت خود را به دوستانمان بیان داریم و هم به امر شیخ لبیک
گفته باشیم ، با امید آنکه از آن دست دوستانی نباشیم که فقط ادعا داریم و بس .
من هم میخواستم آنهایی که دوست دارم را طبقه بندی کنم و در هر دسته چند نفر را نام
ببرم ولی به خاطر اینکه من هم مثل وفا دوست دارم ساختار شکنی کنم این کار را انجام
نمیدهم .
این بازی رو خیلی شبیه بازی تاثیرها میدونم ، شاید به خاطر اینه که همیشه اونهایی که
دوست داشتم روی من تاثیر زیادی گذاشتند و خواستم همیشه مثل آنهائی باشم که
دلبستگی نسبت به آنان احساس میکردم و مثل آنانی نباشم که دوست ندارم .
همیشه یکی تو زندگیم بود که دوستش داشتم ، دارم و فکر میکنم تا هستم دوست داشته باشم
وهمیشه برام مثل یک تکیه گاه در برابر مشکلات ، یک دوست در مواقع ناراحتی و غم ،
یک سنگ صبور که درد دل خودمو بهش میگفتم و همیشه میگم ، یک همراز و راز دار
که شکی به صداقتش ندارم ، یک پدر مهربان ، یک مادر دلسوزتر از مادر ، یک برادر
و یک خواهر وفا دار و یکی که جای همه اقوام ( که هیچ وقت رابطه خوبی نداشتیم مگر
در موارد معدود ) را برایم پر میکرد و همیشه در کنار تمام دوستان دیگرم اونو احساس
کردم و با اینکه بعضی اوقات باهاش بد خلقی و بی ادبی کردم ولی هیچ وقت از من
نرنجید و همیشه در برابر من صبور بود و هست تا جایی که بعضی اوقات از این همه
صبرش کلافه میشم و حوصله ام سر میره ولی بازم عاشقانه دوستش داشتم ، دارم و
امیدوارم برای همیشه داشته باشم .
کسی که نه فقط برای من بلکه برای همه انسانها جدای از رنگ ، نژاد ، دین و موقعیت
اجتماعی همین نقش را ایفا میکنه و براش هیچ کدام از این موارد( بر خلاف ما انسانها )
مهم نبود و نیست .
این دوست ما اسامی زیادی داره و هر کسی اونو با یک اسم میشناسه ، من هم موندم
کدام یک ازاوصافشو بگم چون میدونم خودتون میدونین منظورم کیه و شکی ندارم خیلی
بیشتر از من و بهتر اونو شناختید و میشناسید .
گل شب بوی ما همیشه توی این روزگار تاریک و بی چراغ منو با عطری زیبا به سمت
خودش جذب میکنه ولی حیف که این گل رو نمیشه دید یا شاید من آنقدر کورباطن شدم که
نمی تونم ببینم و آنطور که باید درک کنم و فقط تنها حاصل من از او مستی و شیدایی بعد
از استشمام آن رایحه دلنشین بود و هست .
این دوست همیشه دوستان زیادی را به من معرفی کرد و هر از گاهی یکی دیگه را به
جمع دوستام اضافه میکنه تا با دوست داشتن اونها تمرین کنم این نعمت الهی را و بتونم
بهتر خودم و دنیای اطرافمو بشناسم .
دوستانی مثل همه شما که در این دنیای مجازی افتخار آشنایی با شما را دارم . دوستان با
احساسی که هر کدام روحی بزرگ ، قوی و سرشار از عواطف انسانی دارند .
دوستی بی ارزش منه کمترین تقدیم به حضور ارزشمند تمام دوستانی که در زندگی من از
ابتدا تا کنون بودند و تقدیم به آنانی که شاید سالهاست از آنان بی خبرم و همه آنانی که اکنون
در کنارم هستند و به تمام آنان که بعد از سالها پیدایشان کرده ام و شرمنده ام از اینکه پیش-
کش من بسیار کوچکتر از آنیست که لیاقت شماست .
دوستانی مثل سعید ( وفا ) که با سرزمین آفرینش منو بیشتر از قبل متوجه خالق سرزمین
آفرینش ( گل شب بو ) کرد و همیشه به حقیر لطف زیادی داره .
مازیار که با وجود زخمی کهنه و با بیان رازکهنه و احساسات پاکش زخمهای دیگران را
التیام میبخشد، در حالیکه کسی نیست که زخمهای او را مرحم باشد .
رسول عزیز که همانطور که خودش گفت زمان زیادی از آشناییمون نمیگذره ولی همیشه
باعث خجالت من شده وقتی میبینم در برابر روح بلند وشخصیت بزرگش من چقدرکوچکم
مهسا ی دوست داشتنی که همیشه بیشترین محبت ها را به من داره ولی متاسفانه من یک
کم بی معرفت شدم و کمتر احوالشو می پرسم و همین جا ازش معذرت میخوام و میدونم
که موقعیت فعلی منو درک میکنه .
و بهبد ، دوستی که مدتیه ازش خبری ندارم ولی باید بگم برای ایشون هم ارزش زیادی
قائلم و از اینکه اینقدر خوب خودشو شناخته خوشحالم .
سینا یا همون آدم آهنی شیطون خودمون که با شیطنت هاش موجبات انبساط خاطر من
را هر چند موقت فراهم می آورد.
و بسیاری از دوستان که در این مقال فرصت آن نیست که به همگی آنان بپردازم ولی
باید عرض کنم که همه شما دوستان عزیز را دوست می دارم و از شیخ ابوسعید هم
بسیار سپاسگزارم به سبب اینکه منو هم به این بازی دعوت کرد و با امید سر بلندی
، شادکامی ، سلامتی و موفقیت در تمامی مراحل زندگی برای شما دوستان عزیز .
امیدوارم دوستان و همراهان عزیزم روده درازی منو ببخشند .
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم